شيخ ذبيح الله محلاتى
142
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
به هر طرف در طلب آب مىروند مرد مجوسى هم عطش بر او مستولى شده در آن حال شخصى به او گفت آب پيدا نمىشود مگر در نزد محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على عليه السّلام و به طرفى اشاره كرد مجوسى چون نظر كرد ديد امير المؤمنين بفرمان رسول خدا مردم را آب مىدهد مجوسى با خود گفت بجانب آنها مىشتابم شايد مرا آب بدهند بجزاى احسانى كه دربارهء ذريه آنها كردهام و در خانهء خود آنها را منزل دادم مجوسي چون بنزد امير المؤمنين عليه السّلام رسيد ديد دوستان خود را آب مىدهد و كسانى كه از اولياء او نيستند رد مىكند و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز در كنار حوض و امام حسن و امام حسين عليهما السلام در نزد او جلوس فرمودند مجوسى آمد در مقابل امير المؤمنين عليه السّلام و آب طلبيد حضرت فرمود تو بر دين ما نيستى رسول خدا فرمود يا على او را آب بده فقال يا رسول اللّه انه على دين المجوس رسول خدا فرمود اين مرد بر تو حقى پيدا كرده كه علويه را با دختران او در منزل خود جا داده و از سرما و گرسنگى آنها را نجات داده پس امير المؤمنين فرمود بمرد مجوسي ادن مني ادن مني يعنى پيش بيا پيش بيا مرد مجوسى گويد : ( فدنوت منه فناولنى الكأس بيده فشربت شربة وجدت بردها على قلبى و لم أر شيئا الذ و لا اطيب منها ) گفت من پيش رفتم چون نزديك شدم بدست مبارك كاسه آبى به من داد و من از آن شربتى آشاميدم كه سردى او در قلب من اثر كرد و خوشبوتر و لذيذتر از او را هرگز نديده بودم راوى گويد مجوسى از خواب بيدار شد و خنكى آن آب را در دل خود احساس كرد و رطوبت او را بر لب و محاسن خود هويدا ديد او را رعشه گرفت و در حيرت فرورفته بفزع آمد زوجه خود را از خواب بيدار كرد و قصه خواب را به او شرح داد آن زن گفت خداوند متعال سعادت و خير را بسوى تو ارسال داشته آن را غنيمت بشمار مجوسى گفت به خدا قسم راست گفتى لا اطلب اثرا بعد العين پس بسرعت برخاسته با زوجه خود بنزد علويه آمدند ديدند مشغول نماز و دعا مىباشد قصه خواب را براى او شرح دادند علويه سجده شكر بجا آورد و فرمود به خدا قسم امشب